خرید بک لینک
۱- سالها دنبال دوا درمون برای بچه دار شدن بودند... پنج ماه پیش صاحب یک دختر شدند و دیشب در یه تصادف پدر کشته شد... تکلیف بچه چی میشه؟ چیه این زندگی که تا میخوای بخندی، اشک ها در میزنند؟ ۲- جوجه های پ

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: چهارشنبه 28 آذر 1397 ساعت: 6:56

وقتی خانه را تحویل دادم آب از سقف می چکید و می رفت توی سیم های برق ، سیم ها اتصالی میکردند و بوی سوختگی پلاستیک همه جا را می گرفت... برق را قطع کرده بودم و در تاریکی می نشستم... چند بار رفتم درِ خانه

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 5:01

بیست و چهار ساله بودم... از های و هوی تهران خسته و دلزده، دخترک مغرور و از خود راضی که بالاترین نمره دفاع دانشگاه تهران را گذاشت در کوزه و رفت دنبال آرزوهای کودکی... لا به لای خاطرات گشتم و گشتم تا رس

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:40

برای خیلی ها که فردا، پسفردا، و فردای پسفردایشان، با ضریبخطای خیلی کمی قابل پیش بینی است... خواب یک گردونهی شانس مثل رولِت کازینوهاست... شبها وقتی چشمهایمان سنگین میشود، دستی پنهان گردونه را میچرخ

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:40

من عاشق هدیه تهرانی بودم... نه از آن عاشق هایی که عکس و پوسترش را بچسبانم روی دیوار نه!... از آن عاشق هایی که تمام تلاشم را می کردم تا روزی کنارش بازی کنم... اصلا شاید یادگیری این همه هنر و حرفه برای

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:40

بالاخره بعد از دو هفته تمام قطعات کوچک دو سانتی کنار هم نشستند تا بروند پیش عزیزترین رفیق.... درد شیرینی در دست ها و گردنم نشسته اما لذت بخش است... هیچ چیز در دنیا برایم دلنشین تر از هدیه ساختن برای آدم های خاص زندگی ام نیست....

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:40

امروز داشتم از دلِ آسمان عکاسی می کردم... ترکیب کوههای برفی و ابر را بگذارید کنار خیالِ من... بعد دیدم پیغامی از گوگل فوتو داشتم و ندیدم... نمی دانم شما هم عکس ها را آنجا ذخیره می کنید یا خیر اما به

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:40

هوراد روزی چند بار با من تماس تصویری می گیرد... همیشه جواب نمیدم... امروز جواب دادم، با عصبانیت و کلمه کلمه گفت چرا جواب نمیدی؟ چرا نمیای تهران دیگه؟ گفتم کار داشتم! همون طور که بیسکویت ها را تو شیر

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:40

همان شبی که قرار بود تا طلوع صبح در جاده جواب دهم ، رد کردم.... الان از کانادا رفت به سمت آمریکا... کمی ترسیده ام.... مثل تمام دفعاتی که تصمیمی گرفته ام... با سردرد سایت شیپور را بالا پایین می کنم...

برچسب: نویسنده: سام نوروزی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:40

صفحه بندی